دلار، صفهای طولانی در ایران و صفهای طولانی در ژاپن
آسیب شناسی فرهنگ فایدهگرایی کور در میان ما
با انتقاداتی که به عملکرد دولت در خصوص نرخ ارز و خصوصا دلار وارد میشود کموبیش همدلم. اما این همدلی نباید باعث شود بر اقداماتی که خودمان در دامنزدن به این بلبشو مرتکب میشویم، چشمپوشی کنیم! از صفهای طولانی که برای خریدن ارز میسازیم و بتبع و صدالبته ناخواسته در برهم زدن وزنه عرضه و تقاضا ایجاد میکنیم گرفته تا افزایش قیمت کالاهایی که اگرچه با نرخ جدید خریداری نشده است اما گران میشود و بالابردن قیمتی هرچیزی توسط هرکسی که میتواند. برای نمونه به عنوان مدیرتامین بزرگترین عرضهکننده کشور از همین دیروز دهها درخواست جلسه فوری با موضوع تغییر قیمت از بزرگترین تامینکنندگانمان داشتهام. میتوانم نگرانی بهحق مردم و واردکنندگانی که از سرمایهشان بیهیچ دخل و تصرفی ساعت به ساعت کاسته میشود را درک کنم. با پوست و گوشت طرحهای کسبوکارهایی که با این نوسانات از توجیه خارج میشوند را لمس میکنم. میدانم که تاثیر روانی از متغیرهای تاثیرگذار در نرخ تورم است اما از آن سوی صفهای منظم ژاپنیها پس از شدیدترین زلزلهها را هم دیدهام. درخواست کاهش حقوق خودخواسته کارمندان تویوتا برای کاهش بحرانهای اقتصادی که شرکتشان با آن مواجه شدهاست را در موردکاویهای مدیریتی خواندهام. نمیدانم آنها هم ضربالمثلهایی از این جنس که: ((دیگی که برای من نجوشه، سر سگ توش بجوشه)) یا ((خودم جا، خرم جا)) را دارند یا این صرفا مربوط به فرهنگ ماست!
اگر فقط کمی بنگریم دود این قبیل رفتارهای بنزینی و هیجانی و انتشار هرچه بیشتر جو ترس و ناامیدی اول به چشم خودمان میرود و سودش به جیب دیگرانی که معلومالحالند. میدانم که این موج آنچنان هست که منظور من را مستعد کژفهمی دفاع از عملکرد ضعیف دولت کند اما با این وجود ترجیح میدهم شمعی برافروزم تا هیزمی در آتشی سوزان و شعلهور که امروز خانه همسایه و فردا خانه مرا دربرمیگیرد، بیافزایم حتی اگر نورش دیده نشود.