0

داستان موی من!

امروز بیشتر به دلیل تنبلی مدل مویم رو فرفری کردم! مدلی که بابا معتقد است که به من خیلی می‌آید، سعیده آن را مدل شاگرد شوفر می‌داند و برای من به عنوان نمادی از اولین اعتراض مدنی در دبیرستان ثبت و ضبط شده است. من که معمولا شاگرد زرنگ و حرف گوش‌کن کلاس بودم در پیش‌دانشگاهی این مدل را برای خودم که موهای غیرمجعد داشتم ساخته بودم و چقدر مورد تایید همکلاسی‌ها واقع شدم و ناظم دبیرستان عدل‌پرور که آدم تفلونی به نام سوزنده بود هر روز مرا در ورود به سالن خفت می‌کرد که باید موهایت را کوتاه کنی و به پادرمیانی سایر ناظم‌ها که فلانی شاگرد خوبی است آزاد می‌شدم! قبلا در این مورد و حس‌وحالم نوشتم و بنای تکرار ندارم اما چقدر این چیزها در جان و روح آدم می‌ماند! چقدر برای چیزهای پیش‌پا‌افتاده هم نسلان من تنبیه و آزار شدند و هزینه دادند! و این جمله از آن داستان معروف چراغ‌های قرمز روسپی‌خانه‌ها در خاطرم هست که: «هرچیزی که بی‌دلیل منع و بسته شود با دلیل باز راه‌اندازی می‌شود!»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *