یک دو روزی جهد کن، باقی بخند!
پسر (آمین) شیر را با خنده مستانه روی میز میریزد و در پیش چشم مات و مبهوت من، شبیه بدمن اول فیلمهای مجرمانه آن را اسنیف میکند! آنگونه که او حال میکند (اصطلاحی که در میان ما از معنای واقعیش خارج شده و قبلا به معنای کسی که ابنالوقت باشد و در لحظه زندگی کند بوده است) به حال او حسرت میخورم! کاش این توانایی در ما کشته نمیشد! شاید این سفر زندگی قرار است ما را به منزل دلقک یکی از ۱۲ منزل زندگی در کنار معصوم، یتیم، جنگجو، حامی، جستجوگر، عاشق، نابودگر، آفرینشگر، حاکم، جادوگر و فرزانه برگرداند. شاید برای همین آخرین منزل دلقک است! کسی که از زخمهایش بهانهای برای خندیدن مییابد! ما به افسردگی و اضطرار و این همه جدی و جنگجو بودن بیهوده معتاد شدهایم! به غر زدن و هزاران رذیله مقابل این قابلیت! چقدر بهانه برای شاد بودن هست و ما به بزرگبینی نقاط منفی که البته کم هم نیست خو کردهایم! تصور باطل این که ما در این زندگی اگر جهد منجر به توفیق نکنیم نابود میشویم!
مولوی پیش چشمم میآید:
«سرشکسته نیست! این سر را نبند!!
یک دو روزی جهد کن! باقی بخند!»
همزمانی این تصویر با سریال ترک تحصیل که داستان زندگی کارآفرین شیاد الیزابت هولمز که توانست مدیران شرکتهای بزرگی چون والگرینز و جرج شولتز مشاور ریگان در پایان دادن به جنگ سرد و دهها مرد مدعی دیگر را بدون هیچ حتی نمونه محصولی اغوا کند، معنا را بر من کامل میکند!
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)