ارسال توسط
نعیم ابراهیمیان
0
ابتلائکی که مرا به زیر کشید!
میدونی شبیه چیه؟ شبیه این که … . نمیدونم یا بهتره بگم نمیتونم متمرکز بشم. این سه ساعت قطعا یکی از سختترین سه ساعتهای عمرم خواهد بود. هرچقدر تلاش کردم نگرانیم را پشت ماسک و لبخندهای جعلی بپوشانم چشمانم نتوانسته دروغ بگوید. تو را به دست خدا میسپارم و التماس میکنم که مراهیچوقت با تو امتحان نکند پسرکم.
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)