آمین, دین, روانکاوی, فرزند پروری, فلسفه, میلادنامه

سه سالگی آمین

عمقی که در این دو سه سال از سرگذراندم را تماما مدیون توام مربی! چه روزی‌ای داشتم خصوصا این سه چهار ماه گذشته. از این گلدان به آن گلدان که مشت‌مشت خاک بر‌می‌داشتی و در قهقهه مستانه‌ات به هوا می‌پاشیدی و مرا که متحیر شادی شاهانه‌ات بودم را به استهزا می‌گرفتی به تو حسرت می‌خوردم و سعی می‌کردم حداقل ادای تو را درآورم! در اوج گداهمتی شاهانه نهادی را! از تو یاد گرفتم که سعادت این است که همه این چهل سال را معکوس به عقب برگردم و فقط دست‌نخوردگی تو را داشته باشم! همینقدر رها و همینقدر وحشی! گویی برعکس آنچه گمان می‌کنیم این ماه نیستیم که فرزندپروری می‌کنیم این تو هستی که ما را می‌پرورانی. خدا مرا یاری کند که همچنان شاگرد خوبی باشم! آمین

تولدت بر من و ما مبارک پسرکم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *