خاطرهی ازلی
خاطره ازلی تداعی می شود،
بیان رخدادی در فرازمان برای موجودی تخته بند زمان و مکان ناممکن می نماید، اما چیزی در درون، گریبانش را برای گفتن ناگفتنی رها نمی کند!
لإمکانی که در أن نور خداست،
ماضی و مستقبل و حالش کجاست …
ساکنان ملکوت، حسی أمیخته از اعتراض، شرمساری و تحیر را تجربه می کنند!
برای ترسیم همه نور، همه تاریکی به مصاف می أید …
همه چیز را مختارانه، مشتاقانه، دلاورانه و پاکبازانه قربان می کند!
چیزی از زندانی که به تقدیر زمینی در بند أن است باقی نمانده! سیاهی، نورخوارانه در قفس را گشاده و تابلویی به غایت زیبا را رقم می زند! بی رنگی، از این سپیدی، سرخی و سیاهی متبلور است و این تن تنگ و کوچک، دیگر این روح به اندازه خودِ خداوند، اکبر را تاب نمی أورد!
کلمات در لإمکان، همانجایی! که سکوت و تنها سکوت حکمفرماست، طنین انداز می شود!
اگر و تنها اگر می شد باری را در چیزی مثل جسم خاکی محصور کرد جز این زیبایی رقم نمی خورد!
تسلیمی از سر رضایت و رضایتی از سر تسلیم!
اگر این أرامش بین همه أدمیان از ازل تا أبد این خاطره تقسیم و تقدیر می گردید، این همه خونریزی و سفاکی هیچگاه منحصه ظهور نمیافت.
جبرییل در ناکجاأباد این خاطره مشغول إملای این ناگفتنی است!
تقدم و تاخر رنگ می بازد!
باری به مدد عزرائیل می شتابد!
پرده ای به بزرگی این حماسه افکنده می شود و أن نفس أرام در أن هیاهو، در سکوتی إعجاب انگیز به سوی بی سوی باز می گردد …
فتبارک الله أحسن الخالقین.
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)