همیشه که برگههای تقویم را که ورق میزنم به دو نکته توجه میکنم. اینکه دیروز را چگونه گذراندم و آیا از آن روز فیالجمله و از روزهای گذشتهی سال و عمرم بالجمله راضی بودم یا نه؟ و بعد جملهی پایینی تقویم را میخوانم. امروز که به این جمله برخوردم مثل همیشه که این حدیث را در ذهنم از سی و چند سال پیش همراه دارم مو به تنم ایستاد! روزانه مواردی مذموم در خودم میبینم که آن را در دیگری دیروز و پریروز و چند روز و چند هفته قبل ملامت کردم و خود را از آن مصون میدیدم. قضاوتکردن شاید فعلی ناخودآگاه و خارج از کنترل در ذهن ما باشد اما ملامتکردن قطعا فعلی اختیاری و آگاهانه است و من چقدر از خودم در این خصوص ناراضی هستم.