سلسه موی دوست …
چند روز پیش یا چند هفته پیش بود که به مامان زنگ زدم و گفتم شما چه کردید که دل من به امام رضا (ع) گرفته خورد. او توضیحاتی داد شبیه این که من تو را نذر امام رضا (ع) کردم و … . بعد از آن گفتگو با خودم فکر میکردم که نکند نرفتن من به هیات و شکل دیگری از عزاداری که معمولا شخصی و انفرادی است موجب گره نخوردن شده است. ما بارها در ماشین سینهزنیهای گوناگون را گوش میدادیم و آیین نیز برخی از آنها را زمزمه میکرد. من موضوع را با خودم اینگونه حل کرده بودم که نام ((هادی)) خداوند جاری است و هدایت بر عهدهی اوست و من تنها وظیفهام این است که بکوشم تقوا و ورع را رعایت کنم. امروز صبح بود که سعیده پیام داد که آیین تصادفی این سینهزنی را شنیده و زارزار و بدون دلیل گریه میکرده!
من از کی عاشق شدم نمیدونم!
اتفاقا خوب زیادی این چند روزه افتاده است، اتفاقاتی که برای برخیش دو سال است که منتظرم و تلاش کردهام اما این به زعم من گره خوردن ناخودآگاه زلف او به زلف دوست برای من از همه مهمتر است!
سلسله عشق را سلسله جنبان خداست
سلسله عشق چیست موی حسین است و بس
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)