نگاه زمینیتر به مولود سیدالشهدا (ع)
چه خوب شد که به دنیا آمدی! و چه بختیارم من، که در دورانی بعد از تو میزییم!
بعد از ۳۵ سال همراهی با میلاد موفور از سرورت، دیگر مثل گذشته برای بزرگداشت تو به اسطورهها نیازی ندارم.
نه اینکه در انکار باورهای نظام سابق معرفتیم باشم، نه، فراتر از آن، دیگر نیازی به آنها ندارم!
حقیقتاً دیگر نیازی ندارم، تو را در بطن مادر، مرثیه سرای حماسه ای سراسر زیبایی بدانم یا فُطرس ملک پرسوخته را شفایافته یمن میلادت بدانم و تو را در بدو تولد، در سجده شکر بیانگارم! به گواهی تاریخ، تو هم مانند هر طفل دیگری به گهواره گردانی مادر پرورش یافتهای. وقتی تو را در بازی محتمل هر کودک دیگر، در نماز جماعت بر شانه پیامبر (ص) می بینم که او را به طولانیتر کردن سجده اش وادار می کند، خیالم آسوده می شود که این تصویر و ده ها تصویر که از تو در ذهن و ضمیر دارم همه و همه متضمن این است که تفاوت منِ نوعیِ کمترین با تو سید جوانان اهل بهشت، نه در پوست و گوشت و سرشت و خاندان و فطرتمان است که اگر این بود دستاویزی می گشت در پیشگاه باری برای توجیه آنچه از زمین تا آسمان با تو فاصله دارم! من برای آنکه تو را به عنوان اسوه و الگوی انسان کامل بیانگارم، ده ها دلیل منطقی و عقلانی یافته ام. مدیدی است با تامل و احتیاطی بیشتر ((ایکاش به همراه تو بودم)) را زمزمه می کنم.
به نیکی دریافته ام که توجیه فاصله ما با تو است که مجبورمان کرده برای دلخوشیمان هم که شده با اسطورهها در صدد رفع مسئولیت در انتخابهایمان برآییم! در خودآگاهی دشواری که در کاربست اختیارمان غائب است یا ترجیح می دهیم باشد! در جبری که از تعلقات بر پای اختیارمان بسته ایم تا بهانه ای بسازیم برای آنچه می شود و باید باشیم و نیستیم! همانکه می تواند مصداقی باشد بر ((من چیزی می دانم که شما نمی دانیدِ)) باری! بروز و ظهوری باشد بر خلیفه اللهی! یعنی جایی که انسانِ نوعاً ظلوم و جهول، مختارانه و نه از سر تکلیف یا تکلف، می تواند کیفیتی از اختیارش را به منصه ظهور برساند که اگر باری تجسد و تجسم مییافت نیز، آن را اراده می کرد! این گونه است که میتوانم ((ثارالله)) را در معنایی غیر ارتدوکس دریابم!
در نگاه تخته بند زمان و مکان ما، پنجاه و چند سال بعد در دهم محرم شصت و یک هجری در جایی به نام کربلا پررنگ ترین صفحه زندگی با برکت تو و بی شک برجسته ترین پرده ازل تا ابد انسانیت، رقم می خورد. اما تاریخ، ظلمی که در حق تو و سپاه اندکت رخ داد را بارهای دیگر حتی شدیدتر برای دیگرانی هم نظاره کرده، اما چرا هیچ یک در خاطر هیچکس، حتی در خاطر بستگان و نوادگان قربانیان به ودیعت نمانده؟ گویی هر یک از بازیگران سیاه و سفید این تابلوی سراسر زیبایی، فرافکنی انتخابی متفاوت از هر یک از ما هستند که میان حسینی یا یزیدی بودن مخیر می مانیم! حتی اگر تا لحظاتی قبل حری باشیم که راه را بر تو بسته و قائله ساز این حادثه شده، باشیم یا عمر سعدی، که هم بازی تو بوده و بهتر از هرکس تو را می شناسی! عاقبت ما بستگی تام و تمام دارد به همین انتخابهای گریز ناپذیر ما در بزنگاه ها! تنها تو و هر که به تو ربط و نسبتی دارد است که میتواند ، با فارق از دین و آیین یا رنگ و نژاد و جنسیتی که دارد، ((پرندهتَر ز مرغان هوایی))، یک به یک میلههای قفس تعلق شکسته و جانِ جان خود را مشتاقانه به کف گرفته و به اشاره تو به ((بی سوی)) پر بگشاید. این که او تو را مسیح (ع) بخواند یا حسین (ع) توفیری ندارد! تو مسمای غیرانتزاعی انسان کاملی! و مابقی حاشیه است! عظمت متن این حماسه، نه به داوطلبی جنیان است و نه به طلوع خورشید از مغرب و نه به دهها بلکه صدها حواشی دیگر! برجستگی آن به ظهور انسان پوست و گوشت داری است که وقتی به حقیقت دست میازد، از ده ها توجیهی که می شود با توسل به آنها، چند روزی بیشتر و بهتر به قید حیات متصف بود، عبور می کند و نه از سر جنون و ماجراجویی، بلکه با عقلانیتی محض، شمشیرها را فرامیخواند! نه اینکه از فکر دقایقی بعد اهل و عیال و عزیزانی که در چند ساعت ماضی آنها را از دست داده، کاملا منسلخ شده باشد، کمال در این است که با همین حال، تنها و بی یار، با ضمیری مطمئن و آرامشی محیرالعقول بندهای تعلق گشوده، سر مجروح بر خاک تفدیده بیابان نهاده و زبان به رضایت و خرسندی گشوده و این سجده شکر است که ذهن وقاد هر آزاده ای را به خود مشغول می کند! آنجایی که نقابی و تظاهری راه نمی یابد و غبار آخر شده و با پیامی غیرتاریخی، به رجعت به تنها بهشتی که باری آن را ((بهشت من)) خوانده، دعوت می شود! فریاد ((هل من ناصرِ)) تو آنچنان خالصانه و از روی استغنا در تاریخ پیچیده که با وجود هزاران سال تقویمی، فاصله، اما برای پیوستن به این فراخوانی ابدی، به دلالت تو، اگر دین هم نداریم، کافی است آزاده باشیم ..
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)