0

شفای زخم در خودش نهفته است

میدونی بابایی؟
زخم برای من بعد از کتاب «مردِ مرد» رابرت بلای و سهیل‌رضایی مفهوم دیگه‌ای داره. برای من در نقش یک پدر همیشه این اضطراب «اگر چند میلیمتر بالاتر بود» تکرار می‌شه اما برای من در نقش یک بالغ، یه نگاه به قد و بالای تو انداختن و وان یکاد خوندن و خدا رو شکر کردن! همه‌ی ما مثلا بزرگترها هم کلی زخم با خودمون حمل می‌کنیم که مثل زخم زیرچشم تو ممکنه از کس دیگر خورده باشیم و خدای نکرده به زخم زدن به دیگران ادامه بدیم. یه ویژگی رو تو شماهایی که هنوز مثل ما نشدید خیلی دوست دارم و اون اینه که زود فراموش می‌کنید که کی و چرا بهتون زخم زد. ما هم خیلی وقتها این دو رو فراموش می‌کنیم اما زخم زدن به دیگران رو نه! زخم بخش بزرگی از ناخودآگاه ماست که هیچ وقت بهش نپرداختیم و به قول یونگ بهش زل نزدیم تا درمانش که در خودش نهفته است رو کشف کنیم.
زخم مثل تشبیهی که مولوی از رسن آویزان در چاه داره است. می‌توانیم به آن آویزان شویم و پایین برویم یا آن را بگیریم و بالا برویم.
زخمی رو که رها نمی‌کنیم و مدام بهش می‌پردازیم هیچ وقت خوب نمی‌شه و همیشه تازه می‌مونه! بعضی زخم‌ها ممکنه با دوا خوب بشوند اما برخی از زخم‌ها فقط باید شفا پیدا کنند حتی اگر هیچ وقت خوب نشوند! اون ور صورتت یه زخم خیلی نامرییه که وقتی خیلی کوچک بودی از تماس ناخن من با صورت ماهت مونده و البته یه زخم متقابل هم از تو بر من! والدین بزرگترین زخمی کنندگان عالم هستند و البته وقتی که خوب در رونکاوی عمقی عمیق میشی می‌فهمی که تلاش والدین برای زخم نزدن هم خودش یه جور زخم زدنه. بعضی وقتها بعضی از ماهها مثل مامان گلی می‌پذیریم برای نقشی مثل مامان یه ماهی مثل تو شدن به خودمون زخم بزنیم و اون زخم رو به عنوان یه نشونه همیشه باخودمون داشته باشیم!
آنقدر در مورد زخم حرف دارم که قطعا محدودیت کاراکتری اینستاگرام لعنتی! (این صفت رو فقط من می‌دونم و اینستاگرام) اجازه نمی‌دهد!
این آخرین جمله‌ی من باشه که شفای تقریبا همه‌ی زخم‌ها در درک خودشون یا علت زدنشونه نه لزوما مداوا کردنشون!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *