داشتن حال خوب
دیشب به دعوت رضا گلشنی در یک لایو اینستاگرامی پاسخگوی سووالات حضار این جلسه بودم. در این یک ساعت به یادداشتهای ارجاع دادم که در اینجا لینکهای آنها را با ذکر خلاصه مطالب برای مطالعه بیشتر میآورم:
در ابتدا به دو سووال در خصوص وضعیت تامینی کشور و فعالیت اکالا و تاثیر کرونا بر آن پرداختم که قبلا در دو مصاحبه با دنیای اقتصاد و کسبوکار تفضیلا به آنها پرداخته بودم. در ادامه وقتی داشتم پیشنهادم را برای تابآوری در مواجهه با اتفاقاتی چون کرونا را توضیح میدادم با پیشکشیدن مفاهیم مدیریت استراتژیک و مزیت رقابتی به حال خوب رسیدم.

در بخش اول توضیح دادم که آغاز یک کسب و کار از نقطه قوت ما شروع میشود نه از فرصتهای بازار. (قبلا در این یادداشت با عنوان هشت نکتهای که قبل از سودای ((میخواهم برای خودم کار کنم)) باید به آن فکر کرده باشید! به این موضوع پرداخته بودم)
در ادامه توضیح دادم که در نیمهدوم عمر دیگر باید تکلیفمان با تواناییها و ضعفهایمان روشن شده باشد. جملهی معروف را که ما در ابتدا خودشناسی میکنیم تا زندگی کنیم اما بعد که از لذت خودشناسی سردرمیآوریم زندگی میکنیم که خودشناسی کنیم. به جمله معروف یونگ ارجاع دادم که: اگر چیزی که به دنبال آن هستیم محقق نمیشود چیزی در درون ما با تحقق آن چیز مورد دارد. این مورد میتواند ترسهای ایگوی ما باشد یا اعتمادبهنفس و عزتبهنفس نداشتهمان باشد. در ادامه کوشیدم که شاخصی برای ارزیابی حال خوب به دست بدهم و مثالهایی بزنم که چرا ما در کارهایمان خوب نیستیم و حس خوب نمیگیریم و منتقل نمیکنیم. به این ویدیو ارجاع دادم که در آن نشانداده میشد که بر اساس تحقیقات انجام شده بیشتر سکتههای قلبی بعد در روزهای بعد از آخرهفتهها به دلیل نفرت مردم از شروع روز کاری اتفاق میافتد. با ارجاع به ویدوی دیگری که من عنوان آن را موذنزادههایی که موذن زاده شدند ولی موذنزاده نشدند خاطره دوستی را که توانایی فوقالعادهای در مذاکره و فروش داشت اما به دلیل ترسهایش نصف روز در بانک کار میکرد توضیح دادم که باید تواناییهای خود را بشناسیم و به سراغ آنها برویم ولو با احتمال زیاد شکست.
از معجرهی هدفگذاری و کارهای کوچک گفتم. در پاسخ به پرسشی در خصوص اخلاق در علم اقتصاد با مقایسه مارکتینگ سفید (تلاش برای پاسخ بهتر به نیاز مصرفکنندگان و مارکتینگ سیاه (ایجاد یک نیاز قلابی در مردم) که از برساختههای من است کوشیدم پاسخ مناسبی عرضه کنم. ضمن انتقاد به وضعیت فعلی از تاثیر رنجها بر توان ایرانیان امروز در مقایسه با مردم دیگر کشورها گفتم که حقیقتا در این روزها نمایش بهتری داشتهاند.

بعد با ارجاع به توییتی که برای آغاز سال نو داشتم توضیح دادم که ما دیگر از شهروندان عصر کشاورزی نیستیم که خود را وابسته به تصمیم طبیعت بدانیم بلکه با تفکیک درست آنچه قابل کنترل است با آنچه قابل کنترل نیست چگونه میتوانیم حال بهتری داشته باشیم.
در خصوص عقدهی مادر و نقش آن در حال خوب گفتم. اینکه کسانی که همواره دنبال رحمهای امن هستند از مادر و پدر و … گفته تا دولت و … . گفتم که من همیشه این شانس را داشتم که همکارانی را داشته باشند که بدون من نیز بتوانند بدون مشکل برای آن کسب و کار، کار را ادامه دهند. در پاسخ به سووال دیگری در خصوص درس و دانشگاه و اینکه از درسخواندن میشود پول درآورد توضیح دادم که باید دوباره همه مطالب قبل را مرور کرد. درسی که در راستای علایق و مطابق با نقاط قوت ما نباشد هیچ ارزشی ندارد حتی اگر از آن میلیاردها تومان پول درآوریم. توضیح دادم که بر اساس تئوری بهداشتی و انگیزشی میتزبرگ نداشتن پول به اندازه کافی ضدانگیزه هست اما داشتن پول هیچوقت انگیزه نمیآورد.
رضا گلشنی در پایان صحبت مرا اینگونه جمعبندی کرد که اگر از کارمان راضی نیستیم آن را عوض کنیم و من به جملهی معروفی که ما درخت نیستیم و اگر جایمان را دوست نداریم عوض کنیم ارجاع دادم.
دستهها
- آمین (23)
- آیین (105)
- اخلاق (115)
- از گفتگویی (53)
- بازخورد به یادداشتی (9)
- برنامه های تلویزیونی (11)
- پربازدیدترین (124)
- دانستنی ها (21)
- دسته بندی نشده (24)
- دین (114)
- روانکاوی (237)
- زنان (26)
- ساخته ها (18)
- سایر (12)
- سخنرانی ها (28)
- سمینارها (17)
- سیاست (65)
- صوت (7)
- عکسنوشت ها (40)
- فرزند پروری (111)
- فلسفه (68)
- فیلم و سریال (49)
- کتاب (90)
- کسب و کار (253)
- مسائل روز (259)
- مصاحبه (2)
- مصاحبه ها (15)
- موسیقی (10)
- میلادنامه (32)
- نظرسنجی (2)
- ویدئو (16)