0

همه درست می گویند!؟

در یکی از داستانهای منسوب به ملانصرالدین آمده که روزی دو طرف یک دعوا او را به قضاوت خواندند. او ابتدا داعیه طرف اول را شنید و در پایان گفت: ((تو راست می گویی!)) سپس داعیه طرف دوم را شنید و دوباره گفت: ((تو راست می گویی!)) رهگذری به اعتراض گفت که مگر می شود هم این راست بگوید و هم آن راست بگوید؟ و ملا دوباره گفت ((تو هم راست می گویی!!))
این داستان ساده با ظرافتی ژرف به یک نزاع درازآهنگ تاریخی اشاره دارد! آیا مولفه مهم صدق، ((یا این یا آن)) ی است (عنوان کتاب مشهور #کیرکگارد) یا به ادعای #هگل هم این و هم آنی است! به زبان مهندسی رویکرد اول را رویکرد #صفریایک و رویکرد دوم را می توان رویکرد #فازی قلمداد کرد. در رویکرد اول تناقض نامطلوب قلمداد می شود و ما را به سوگیری در قبال آن فرا می خواند و رویکرد دوم تناقض را پایه فعالیت طبیعت و موجودات و نبود آن را موجب سکون دانسته و ظهور کمال و پیشرفت معرفتی بشر را در سازش برقرارکردن میان دو سر تناقض – تز و آنتی تز- ، یعنی سنتز جستجو می کند.
فارغ از بحث های جدلی الطرفین و بی پایان فلسفی در این باب که قصد ورود به آنها را ندارم، تجربه زیسته مان نیز نشان می دهد که هرچه در زندگی به پیش می رویم و احیاناً بالغ تر می شویم دو خصوصیت در ما پر رنگتر می شود:
– متواضع تر و ساکت تر می شویم.
– در اظهار نظرها با وسواس و دشواری بیشتری مواجه می شویم و خطکشی های ((درست و غلط)) قبلی نزدمان کمرنگ تر می شود و جای خود را به ((درست و خوب)) می دهند (عنوان کتابی از #راس).
علاوه بر این به کمک دستگاه اخلاقی در نگاه اول راس می توان نشان داد که رویکرد هگلی به حقایق، از آنجا که از یک سوی موجب مهربانی و بهینه کردن مناسبات روابط با دیگران است و از سوی دیگر موجب کاهش مرارت و رنج آنها می شود اخلاقی تر است.
اینجاست که تفاوت مفهموم متناقض (مثل شب و روز، چیزی که یا این است یا آن و نمی تواند هیچکدام نباشد) و متخالف (مثل آبی و قرمز، چیزی که می تواند هم از هر دو نشانی داشته باشد و هم می تواند هیچکدام از این دو نباشد) را در می یابیم و باور می کنیم که اکثر چیزها خصوصاً تحلیل های ما به گروه دوم تعلق دارند، مانند همین یادداشت!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *