0

ما همه شیران! ولی شیر علم!!

ما همه شیران ولی شیر علم
حمله مان از باد باشد دم به دم

حمله مان پیدا و ناپیداست باد
جان فدای آن که ناپیداست باد

اوایل خودمان را خیلی دست بالا می‌گیریم، همچنان شیری خدا هم نآفرید! گمان می‌کنیم که حمله و پیروزی یا شکست از ماست! اما هرچه پیش می‌رویم بیشتر متوجه می‌شویم که چیزی نیستیم جز نقش شیری بر پرچمی که ناپیدایی مانند باد آن را می‌جنباند! این حس بی‌مسوولیتی نمی‌آورد! همه‌ی آنچه آموختیم! همه‌ی آنچه تجربه کردیم! همه‌ی آنچه ساخته‌ایم! همه‌ی آنچه خراب کردیم … . نقش هرچند زیبا، هرچند فاخر تنها و تنها هنر دست تصویرگر است و چه جای فخرفروشی یا تکبر 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *