دیروز یه مثال خیلی خفن از یکی از کارآفرینان بزرگ کشور شنیدم. بعدش ربطش با تصویر این پست رو میگویم! او با تصریح این موضوع که فوتبالی نیست میگفت در بازی دو گروه آدم وجود داره! فوتبالیست که میخواد گل بزنه و داور که با اینکه حتی بیشتر از فوتبالیستها ممکن است بدود اما هدفش گل زدن نیست! او ادامه داد که استعاره فوتبالیستها جنس اداره و عملیات بیزینس است
Run the business و استعاره داور و مربی جنس تغییر بیزینس
Change the business است!
من همان بیست و چند سال پیش تشخیص دادم که فقط فروش و بازرگانی که مستقیما عملکردشان دیده میشود قدر میبینند و بر صدر مینشینند در حالیکه علاقه من همیشه طراحی و تغییر کسبوکار بوده است! حتی در مشاوره آستینم و پاچه شلوارم بالا زده شده بود و وسط کار میآمدم!
خیلی زود چه دوست داشته باشیم چه نه دریافتی ما حتی اگر پیک موتوری باشیم از کسی که تاثیر عملکردش بر فروش و سود روشن نیست بیشتر و بیشتر میشود!
اگر ادعا داریم که از یک پیک باید بیشتر بگیریم باید ریسک کنیم و جانمان را دستمان بگیریم و در عملیات نقش روشنی داشته باشیم!
پینوشت: در لینکدین واکنشهای بسیاری در تفاوت این حقوق با حقوق کارشناسان حتی سینیور ستادی دیدم و بهانهای شد برای این پست